فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
محمدنیکانمحمدنیکان، تا این لحظه: 12 سال و 25 روز سن داره

بهشت من تویی

عزیزکم.... نور چشمم

خیلی وقت بود که نیومدم برات چیزی بنویسم.... این چند روزه خیلی بهم استرس وارد شد و  خوب میدونم که برات ضرر داره. اما مادری همش نگران تو هست. جواب آزمایشمو گرفتم و خوشبختانه مطمئن شدم که گل وجود تو در وجودم ریشه زده. خدایا  حمد و سپاس فراوان بخاطر این نعمت بزرگ و الهی. بابا مهدی هم دوستت داره و کم کم هر دو باورمون شده که تو اومدی. خدای مهربون رو شکرو سپاس میگویم  بخاطر نعمت بی انتهایش را در کلبه سبز زندگی ما. از خدا فقط یه چیزی میخوام ... که همیشه سالم و سلامت در آغوشت بگیرم. هدیه ی زیبای خدا دوستت دارم. ...
30 آبان 1390

اگر تو نبودی...

ا گر تو نبودی باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر بارانها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی شمعدانیهای لب پنجره اینگونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب دیگر معنایی نداشت. دنیا بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی هیچ بهاری حتی اگر لبریز شکوفه باشد دیدن ندارد.   ...
9 آبان 1390

بچه من.....

مامانم میگفت:خواب می دیدم بچه شدم                                          مثل گل باغچه شدم                                       پیرهن چین چین پوشیدم                 &nb...
3 آبان 1390

بازم سلام...

نی نی گلم سلام... دوستای گل نی نی سلام امروز مامانی تو اداره هست و خیلی سرش شلوغه . با اینحال اومدم برای دلارام کوچکم حرفای قشنگ بنویسم و ثبت کنم تا وقتی که عسلم بزرگ بشه و دفترچه خاطراتشو ببینه بدونه نیومده چقدر عزیزه   مامانی باید قول بدی بزرگ که شدی با دستای خودت خاطراتو حرفاتو اینجا بنویسی و ثبت کنی عزیزکم میدونم خدای مهربون نهال وجود تورو سرشار از سلامتی و عشق در وجودم میزاره و یه هدیه آسمونی برامون از بهشتش میاره. تا من و بابایی از بوسیدنش و گرفتن دستای کوچیکش  بزرگی و رحمت خدارو حس کنیم ... تا بهار مهمون چهار فصل خونمون باشه و با دیدنت غصه هارو فراموش کنیم عجیب مامانی نیومده...
1 آبان 1390
1